‏نمایش پست‌ها با برچسب deltangi. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب deltangi. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۸۶

امشب داشتم رادیو زمانه رو گوش میدادم. با یه شاعر ازبک صحبت کردن که شعرهای سهراب رو به ازبکی ترجمه کرده بود و چقدر زیبا در مورد سهراب صحبت کرد. وقتی از سفرش به کاشان و غربت آرامگاه سهراب صحبت کرد یهو نمیدونم چم شد. انگار زد به یه چیزی در اعماق وجودم. نمیدونم چی؟ ولی یهو اشکم سرازیر شد. شاید یاد دوران انس با شعرهای سهراب افتادم. یا یه حس نوستالژیک شدید من رو برد به دورانی از زندگیم که خیلی دوستش داشتم. یا یهو احساس کردم دارم دور میشم از اون فرهنگ و اون فضا، یا همین تم و حل و هوای زیبای رادیو زمانه...

اما هنوز هم حالم بده. گاهی به سرم میزنه بی خیال همه چی بشم و برگردم اونجایی که با ذره ذره وجودم بهش تعلق دارم. نمیدونم. اصلا نمیدونم چی درسته ؟ چقدر درسته و به خاطر این چیز درست، چقدر هزینه باید پرداخت...